منابع پایان نامه با موضوع تاثیر اختلال روانی بر خانواده

معمولاً حتی قبل از اینکه یک فرد مبتلا به اختلال روانی توسط متخصص ارزیابی شده باشد، خانواده تحت تاثیر رفتار و پریشانی او قرار گرفته است. میزان این تاثیر تا اندازه ای به ماهیت اختلال و تحرکات یا پویش های خانواده بستگی دارد.

معمولاً اعضای خانواده از عذاب خویشاوندی که به اختلال روانی مبتلاست، متاثر می شوند. برای مثال مادر به مدت چند ماه بی خوابی می کشد و می خواهد بفهمد در ایجاد افسردگی خودکشی گرای دختر نوجوانش چه نقشی داشته است. پدر نگران است که پسرش در واکنش به تصور حشرات بزرگی که از گلویش پائین          می خزند، دوباره حشره کش بخورد. همسری هربارکه تلفن زنگ می زند مضطرب است و با خود فکر می کند که شاید پلیس یا فرد آشنایی پشت تلفن می خواهد به او بگوید که شوهرش در مشروب فروشی محله در اثر مستی از حال رفته است.

داغ اختلال روانی، خانواده را نیز لکه دار می کند. خیلی از خانواده ها می گویند وقتی همسایگان،       همکلاسی ها، و همکاران متوجه می شوند که کسی در خانواده اسکیزوفرنیک، افسرده، معتاد به مواد مخدر یا سوء استفاده کننده است، احساس شرم و خجالت می کند. می توانید تجسم کنید که وقتی اخبار رفتار اخلال گرانه ی خانه به دوشی ربکا را در رسانه های گروهی محلی پخش شد، خویشاوندان او چه احساسی داشتند.

حرفه ی سلامت روانی به طور کلی در قرن بیستم نسبت به تاثیر اختلال روانی بر خانواده، بی اعتنا بوده است. نه تنها خانواده ها را از درمان بی خبر نگه می داشتند، بلکه آنها را به خاطر این مشکل سرزنش می کردند.       نظریه های مربوط به تعدادی از اختلالها، ازجمله اسیکزوفرنی، افسردگی، و مشکلات جنسی معمولاً خانواده ها مخصوصاً مادران را سرزنش می کردند. خانواه هادر اثر مشکلات یکی از اعضایشان دستخوش آشوب و ناراحتی می شدند و وقتی می شنیدند که متخصصان سلامت روانی آنها را مسئول می دانند، گیج و آزرده خاطر می شدند. هنگامیکه چند تن از متخصصان مشهور سلامت روانی مانند ای. فولر توری [۱] روان پزشک، پریشانی این خانواده ها را درک کردند و کتابهایی را نوشتند که اختصاصاً به آنها مربوط می شدند، این وضعیت در سالهای اخیر به مقدار زیاد تغییر کرد. این متخصصان خانواده ها را آگاه ساختند که تنها نیستند و درواقع،   نگرانی ها و مشکلات آنها شبیه به مشکلاتی است که میلیون ها آمریکایی دیگر تجربه می کنند.

خانواده ها برای حمایت و آموزش متقابل، با یکدیگر متحد شده اند. در سرتاسر کشور، خانواده های افراد مبتلا به اختلال های روانی حاد، سازمان هایی را نظیر اتحاد ملی برای کمک به بیماران روانی، تشکیل داده اند. این گروه ها به خیلی از خانواده ها کمک کرده اند تا ماهیت مشکلاتی راکه با آن مواجه می شوند، بهتر درک کنند و این سازمان ها وظایف سیاسی مهمی را نیز برعهده دارند. این گونه گروه های طرفدار خانواده در تضمین این موضوع که با بیماران روانی بستری شده برخورد مناسبی شود، حقوق قانونی آنها محترم شمرده شوند، و مراقبت پس از بستری مناسبی برای آنها برنامه ریزی شود، نقش مهمی ایفا کرده اند.

پایان نامه:بررسی رابطه بین اختلالات روانی و مکانیزم های دفاعی در دانشجویان

تأثیر اختلال روانی بر جامعه

هرکسی که در محله ای زندگی کرده است که یک بیمارستان روانی دولتی در آن قرار دارد می داند که در تأمین نیازهای افرادیکه پریشانی روانی دارند بعداز مرخص شدن آنها از بیمارستان، مشکلات زیادی وجود دارد. در آغاز دهه ی ۱۹۷۰، در مورد نقل مکان بیماران روانی از بیمارستان ها به محیط های کمتر محدود کننده، جنبشی ملی بوجود آمد. در اواسط دهه ی ۱۹۷۰، بیمارستان های روانی معمولاً چندین هزار بیمار رادر خود جای می دادند. در اواسط دهه ی ۱۹۹۰ این تعداد کاهش یافت. تعدادی از موسسات تعطیل شدند و آنهایی که بازماندند در مقیاس کوچکی عمل می کردند. برخی از افراد ترخیص شده نزد خانواده هایشان برگشتند، ولی اغلب آنها به خانه های اجتماعی نقل مکان یافتند و با چند تن از افراد ترخیص شده زندگی کردند. در تعدادی از جوامع از این بیماران به نحو شایسته ای مراقبت می شود ولی در تعدادی از مناطق، مخصوصاً در شهرهای بزرگ، دهها و حتی صدها نفر وجود دارند که قبلاً بستری شده بودند و اکنون بدون کاشانه، غذا، یا مراقبت پزشکی رها شده اند.

تأثیر اختلال های روانی بر جامعه را نمی توان به راحتی ارزیابی کرد، ولی متخصصان سلامت روانی قبول دارند که مشکلات روانی هزینه هنگفتی برای جامعه دارد. معمولاً خانواده ها از هم می پاشند و جوامع آسیب  می بینند. بار دیگر سرگذشت ربکا را در نظر بگیرید. از دست رفتن بازدهی و مشارکت او در جامعه، برای اجتماع زیان بار هستند. هزینه های مالی توان بخشی او را می توان بطور مستقیم ارزیابی کرد. مداوای او به درمان فشرده، بستری کردن، انتقال به جامعه، و حمایت پی گیر نیاز دارد. وقتی به این واقعیت فکر می کنید که صدها هزار نفر مانند ربکا در خیابانهای آمریکا وجود دارند، متوجه ی فاجعه ی زندگی های ناخرسند خواهید شد که بار گرانی برای جامعه دارند.

 

۲-مکانیسم ها و سبک های دفاعی

۲-۱مکانیسم های دفاعی Defence mechanism (تعریف و کاربرد)

مکانیسم های دفاعی فرایندهای ناهشیار درون روانی هستند که وظیفه محافظت از خود [۲]  را در مقابل موقعیت های تهدیدآمیز یا استرس زا برعهده دارد. آنها ازطریق اجتناب از اضطراب و یا شیوه ای خاص از مواجهه با اضطراب شرایط روانی را سازمان و بقاء می بخشند. بنابراین آنها تلاش هایی را در رویارویی با تعارض روانی انجام می دهند و می توانند رفتارهای مقابله ای را تسهیل کنند, ولی استفاده به شیوه ای نامناسب از آنها (همچون انکار، فرافکنی، جابجایی، انزوا)، می تواند رشد روانی را مختل کند و از پاسخ های مقابله ای مفید جلوگیری بعمل آورد. همچنین زمانی که از مکانیسم های دفاعی بطور مداوم استفاده می شود، می توانند بسیار مخرب باشند. استفاده مکرر از انکار و فرافکنی پارانوئید می تواند دلیلی بر قطع تماس با افراد و دنیای واقعی گردد و پیامد آن انزوا و فرورفتن به دنیایی که خود فر خلق کرده است، باشد.

در واقع (خود) با درنظر داشتن اصل واقعیت (حقایق بیرون و محیط) خواسته های آنها را با بهره گرفتن از      مکانیسم های دفاعی کنترل و در مسیر درست که برای فراخود[۳] نیز قابل قبول باشد، هدایت می کند. آنها ابزاری در دست خود هستند، خود بتواند جلد خواسته های بی پایان غریزه محور و بی منطق نهاد [۴] را بگیرد و در عین حال با توجه به واقعیت و اخلاق، خواسته های نهاد را بصورت معقول و جامعه پسند برآورده سازد. اگر این مکانیسم ها نباشد یا کم کاری خود را از دست بدهند، نهاد (غرایز)، خود را مغلوب ساخته و شخصیت فرد در هم می شکند (پالهوس، ۱۹۹۷، به نقل از نعمت، ۱۳۸۷).

براساس تعریف DSM-IV-TR (2000) مکانیسم های دفاعی فرایندهای خود کارآمد روانشناختی هستند که از افراد در برابر اضطراب و آگاهی از خطرهای درونی و بیرونی حمایت می کنند. این مکانیسم ها واسطه بین واکنش فرد به تعارض های هیجانی و عوامل تنش زای درونی و بیرونی هستند.

اندروز و همکاران در سال ۱۹۹۳ تعداد ۲۰ مکانیسم دفاعی را برحسب سه سبک دفاعی متمایز کردند.     مکانیسم های دفاعی که مسئولیت محافظت از من را در مواجهه با شکل های مختلف اضطراب برعهده دارند، برحسب نوع کنش وری ممکن است بهنجار یا نابهنجار و کارآمد یا ناکارآمد باشند. مکانیسم های دفاعی رشدیافته به منزله شیوه های مواجهه انطباقی، بهنجار و کارآمد محسوب می شوند و مکانیسم های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته شیوه های مواجهه غیرمنطقی و ناکارآمد محسوب می شوند.

فروید ساختار شخصیت را شامل سه ساخت روانشناختی نهاد، من و فرامن می داند. این سه ساخت بطور مداوم بر یکدیگر تاثیر متقابل می گذارند. به عقیده فروید من در مواجهه با خواسته های کشاننده ی نهاد از      مکانیسم های دفاعی که به کار مهارکردن اضطراب می آیند، استمداد می کند (منصور و دادستان، ۱۳۷۴، به نقل از علی بخشی ۱۳۸۵).

شناسایی مکانیسم های دفاعی بدون توجه به اضطرابی که آنها را فرا می خواند، قابل درک نیست. فروید با طرح نظریه دوم خود در خصوص اضطراب، احساس اضطراب را ناشی از علامت محرک دانست و آن ساختاری که این علامت را درک کرده و به دفاع از خویش در برابر معنای تهدیدآمیز آن می پردازد را من معرفی کرد که اضطراب را درک و سپس نیروهایی را برای دفاع در مقابل خطر قریب الوقوع ناشی از برانگیختگی ها به جنبش در می آورد (قربانی، ۱۳۸۲).

اگر چه فروید مفهوم دفاع را با مکانیسم های سرکوب گری آغاز می کند اما این برای او تنها آغاز راه بوده است. او به زودی دریافت که سرکوبگری تنها تدبیر من در مقابل انگیختگی ها نیست. اما در این سایر     مکانیسم ها جایگاهی اختصاصی دارد. هزینه ای که من جهت استمرار مکانیسم های دفاعی می پردازد، بار سنگینی را بر اقتصاد روانی تحمیل می کند. مکانیسم های دفاعی پس از آنکه من را یاری می رساندند همچنان در ساختار منش فرد تثبیت می شوند و بعنوان روش معمول واکنش های عادی و شخصیتی فرد در می آیند و در طی دوران زندگی و حیات روانی فرد، هرگاه وضعیتی مشابه با وضعیت نخستین رخ می دهد، مجدد از نو تکرار می شوند (علی بخشی، ۱۳۸۵).

فروید در آثار مختلف خود ده مکانیسم دفاعی را مطرح کرد: درون فکنی، همانند سازی، فرافکنی، بازگشت علیه خود[۵]، معکوس شدن[۶]، واپس روی، تشکل واکنشی(واکنش سازی) [۷]، مجزاسازی[۸] و امحا[۹] (فروید ۱۹۹۶، به نقل از مهدیزاده ۱۳۸۷).

آنا فروید در اثر مشهور خود با عنوان من و مکانیسم های دفاعی در سال ۱۹۶۴، به گسترش افکار پدر درباره مکانیسم های دفاعی و نظام دارکردن آنها پرداخت. او جایگاه من در نظام روان تحلیلگری را توصیف کرد و باتوجه به فعالیت های بالینی خویشتن در خلال تحلیلگری کودکان، چندین مکانیسم دفاعی دیگر به آنها افزود. وی واکنش های دفاعی را به سه علت نسبت داد:

  1. وقتی ارضای نهاد (برای مثال بواسطه یک رفتار جانبی) احساس بی ارزشی و گنهکاری را در فرامن به راه می اندازد.
  2. هنگامیکه من در برابر خطرات جهان برونی که ریشه در واقعیت دارند، قرار می گیرند.
  3. وقتی من کوشش می کند تا علیه برانگیختگی های قدرتمند ناهشیار از خود دفاع یا حمایت کند (آنا فروید ۱۹۳۶).

این سه علت پایگاه من را در معرض خطر سقوط و ناامیدی قرار می دهند و موجب می شوند که این پایگاه مکانیسم های دفاعی خود را به راه اندازد تا اولاً به واسطه آنها بتوانند موانعی را در برابر این خطرها ایجاد کند و ثانیاً قدرت مهارگری خود را به منزله عامل اجرایی شخصیت بدست آورد. آنا فروید نه تنها ده مکانیسم دفاعی را که توسط پدرش عنوان شده بود بازشناسی و توصیف کرد بلکه خود نیز چندین مکانیسم دفاعی دیگر بر آنها افزود.

بطور خلاصه می توان گفت مجموعه مکانیسم هایی که افراد بکار می گیرند، سبک دفاع شخصی را می سازد که فروید آن را بصورت فراوانی استفاده از مکانیسم های دفاعی متفاوت در مقایسه با یکدیگر تعریف کرد و از آن به عنوان متغیر اصلی برای شناخت شخصیت، آسیب شناسی و میزان سازش یافتگی نام برد و این فرضیه ای است که برحسب یافته های پژوهشی بسیار، مورد تائید قرار گرفته است (بشارت، ۱۳۸۴).

مکانیسم ها و سبک های دفاعی

مکانیزم های دفاعی

افراد برای اینکه از اضطراب مصون بمانند، از راهبردهای گوناگونی برای دور نگهداشتن افکار، غرایز، و   احساس های غیرقابل قبول از آگاهی هشیار، استفاده می کنند که فروید آنها را مکانیزم های دفاعی نامید. به عقیده ی فروید، همه ی افراد برای دورنگهداشتن تجربیات بالقوه آزارنده، از مکانیزم های دفاعی استفاده       می کنند. فقط در صورتیکه مکانیزم های دفاعی بصورت خشک و افراطی مورد استفاده قرار گیرند، منبع اختلال روانی می شوند.

دیدگاه های فعلی در مورد مکانیزم های دفاعی، براساس ملاحظات نظری و رابطه ی این مکانیزمها با سلامت روانی کلی، آنها را طبقه بندی می کنند (ویلانت، ۱۹۹۴). مولفان DSM-IV، براساس این رویکرد، یک طرح طبقه بندی به نام مقیاس عملکرد دفاعی تهیه کرده اند. این طبقات، روش مفیدی را برای درنظرگرفتن      مکانیزم های دفاعی و نحوه ای که آنها در اختلال های روانی گوناگون آشکار می شوند، در اختیار می گذارند. نمونه هایی از این مکانیزم های دفاعی در جدول زیر، ارائه شده است.

طبقات و نمونه های مکانیزم های دفاعی

تعریفنمونهتاکید کردن بر جنبه های خنده دار یک تعارض یا موقعیت استرس زاماریا با خوشرویی، تجربه تحقیرآمیزی را که طی آن روی یخ سرخورد، درحالیکه یک گروه پسر او را می دیدند، دوباره به نمایش گذاشت.برخورد کردن با موقعیتهای دشوار بوسیله ی ابراز مستقیم احساسات و افکار به دیگرانوقتیکه پدر پدرو به او گفت به علت گرفتاری زیاد نتوانسته است در مراسم فارغ التحصیلی او شرکت کند، پدرو گفت که از دست او عصبانی و از وی ناامید شده است.اجتناب کردن از افکار مربوط به مسائل ناراحت کنندهمارین عمداً تصمیم گرفت از فکر کردن به مشکلات مالی درحالیکه مشغول مطالعه کردن برای امتحان بود، خودداری کند.جابجا کردن احساس ها یا تکانه های نامقبول از هدف اصلی این احساس ها به کسی که کمتر تهدیدکننده است یا به یک شیء.بعد از اینکه فرد از جانب کارفرمایش موردانتقاد قرار گرفت، ساکت ماند، اما بعداً بدون دلیل مناسبی بر سر کارمندان زیر دستش فریاد کشید.تجزیه کرد فرایندهای شناختی، ادراکی و حرکتی که معمولاً یکپارچه هستند در عمکرد فرددرحالیکه مربی جک جلوی کل اعضای تیم هاکی، او را بخاطر دریافت ضربه ی پنالتی تحقیر کرد، جک با فکرکردن به مهمانی ای که آن شب می خواست برود، از این شرمساری فاصله گرفت.متوسل شدن به تفکر بیش از حد انتزاعی در واکنش به موضوعی که موجب تعارض یا استرس شده است.گابریل بجای تمرکزکردن روی جنبه های ناراحت کننده سپردن مادرش به خانه ی سالمندان، مفصلاً درباره ی نقطه ضعفهای سیستم تأمین اجتماعی صحبت می کند.تبدیل کردن احساس یا میل ناپذیرفتنی به ضد آن، برای پذیرفتنی تر کردن آنجرالد که مخفیانه به هرزه نگاری معتاد بود، به صورت علنی از معلم دبیرستان دخترش بخاطر توصیه ی یک رُمان کلاسیک با محتوای جنسی انتقاد کرد.راندن ناهشیارانه ی امیال، افکار، یا تجربیات از آگاهیژانین قادر نبود هیچیک از جزئیات مربوط به تصادف وحشتناک اتومبیل را به یاد آورد.حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با نسبت دادن ویژگی های منفی به خود یا دیگرانپاتریک ادعا کرد که مشکلات ارتباطی با دوست دخترش به علت ناپختگی وی، هوشبهر پائین و فقدان فرهیختگی اوست.حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با نسبت دادن خصوصیات مثبت اغراق آمیز به دیگرانکاترین عدم جذابیت شوهرش را با متقاعدساختن خودش و دیگران به اینکه او غرق در افکار خلاقانه و نبوغ است، نادیده گرفت.پاسخ دادن به استرس بوسیله ی اجرای نقش برتر نسبت به دیگرانهرچه مقدار تنش نورمن در کارش به عنوان کارگزار بورس بیشتر       می شود به احتمال بیشتری با همکارانش به صورت تحقیرآمیز صحبت می کند.دور نگهداشتن عوامل استرس زا، افکار، احساسها، تکانه ها یا مسئولیت ناخوشایند یا ناپذیرفتنی از آگاهی حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با امتناع از پذیرفتن جنبه ی دردناک واقعیت یا تجربه ای که برای دیگران آشکار استکاندیس بجای مبارزه کردن با هیجانهای عذاب آور مربوط به تشخیص سرطان در خودش، طوری با بی اعتنایی عمل میکند که انگار به این بیماری مبتلا نیست.نسبت دادن صفات یا احساس های شخصی ناخوشایند به دیگران برای مصون نگهداشتن خود از اعتراف به ویژگی های شخصی زنندهایزابل نمی دانست که به خودخواه و مفلوک بودن شهرت دارد، اغلب از کم ارزشی دیگران شکایت می کرد.مخفی کردن انگیزه های واقعی افکار، اعمال، یا احساسها با توجیه کردنهای اطمینان بخش یا خودیاری اما نادرست.پیت برای حل و فصل کردن ناامیدی خویش از واردشدن به تیم بیسبال، خود را متقاعد می سازد که هیچ وقت واقعاً آرزو نداشته است در چنین تیم ضعیفی باشد.تحریف شدید خود یا دیگران تقسیم کردن حالتهای عاطفی متضاد و ناتوانی در ادغام کردن ویژگی های مثبت و منفی خود یا دیگران در تصورات ذهنی منسجمگرچه ماریان درکل ترم به استاد خود صورت آرمانی داده بود بلافاصله بعد از اینکه در یک امتحان نمره ۱۶ گرفت، او را آدمی شیطانی و متخصام انگاشت.پاسخ هایی به تعارض یا استرس که عمل یا کناره گیری را دربردارند. حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با اقدامات بجای افکار یا احساساترالف بجای اینکه یه همسرش بگوید که از مقاومت وی در برابر آمیزش جنسی ناخرسند است، تصمیم گرفت با یکی از همکاران رابطه نامشروع برقرار کند.نشان دادن اطاعت بیش از حد ظاهری برای پوشاندن مقاومت، خشم، و رنجش پنهانناخرسندی کوین از شغلش به عنوان دربان، در زیاده کاری نظافت اداره انعکاس داشت، بطوری که مدیران بارها از سرو صدای او هنگام نظافت کردن آزرده می شدند.حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با برگشتن به رفتارهای بچه گانهآدریان بعد از یک اختلاف نظر جزئی با همکارانش، اشک ریزان به سمت توالت شافت و منتظر ماند تا یک نفر برای تسکین دادن احساسات جریحه دار شده او دخالت کند.پاسخ به استرس یا تعارض که فکر یا رفتار غیرعادی را شامل می شود نسبت دادن هذیانی صفات یا احساسهای شخصی ناخوشایند به دیگران برای مصون نگهداشتن خود از اعتراف به ویژگی های شخصی زنندهگرچه این هاری بود که از هرکسی نفرت داشت، اما خود را متقاعد ساخته بود که همسایگانش به قدری از او متنفرند که قصد دارند وی را به قتل برسانند.حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با متوسل شدن به سوء تعبیرهای هذیانی واقعیتهنگامی که نمرات ایوان همچنان روبه کاهش رفتند، این اعتقاد را پرورش داد که همه استادان او عمداً نمره های کم به او داده اند تا دانشگاه را از شر مهاجران روسی خلاص کنند.

مکانیزم دفاعی
دفاع های بسیار سازگارانه                    پاسخ های سالم به موقعیت های استرس زا
شوخی

humor

ابراز وجود

Self-assertion

منع

Suppression

راهبردهای ناهشیاری که به افراد کمک می کنند افکار، احساسها، خاطرات، امیال و ترس های آزارنده را از آگاهی هشیار دور نگهدارند.
جابجایی

Displacement

تجزیه

Dissociation

توجیه عقلی

Intellectualization

واکنش وارونه

Reaction formation

سرکوبی

Repression

دفاعهایی که تصورات ذهنی          تحریف تصویر ذهنی از خود، بدن، یا سایرین به منظور

را اندکی تحریف می کنند                   تنظیم کردن عزت نفس

خوارشماری

Devaluation

آرمانی ساختن

Idealization

همه توانی یا قدرت مطلق

Omnipotence

دفاع های انکاری
انکار

Denial

فرافکنی

Projection

دلیل تراشی

Rationalization

دفاعهایی که تصورات ذهنی را خیلی تحریف میکنند
شکافتگی

Splitting

دفاعهایی که اقداماتی را دربردارند.
برون ریزی

Acting out

پرخاشگری انفعالی

Passive aggression

واپس روی

Regression

دفاع هایی که جدایی از واقعیت را دربردارند
فرافکنی هذیانی

Delusional projection

تحریف روان پریشی

Psychotic distortion

[۱] . E. Fuller Torrey

[۲] . ego

[۳] .  super ego

[۴] . id

[۵] . Turning against the self

[۶] . Reversed

[۷] .Reaction formation

[۸] . Isolation

[۹] . Undoing

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *