گفتارسوم : بررسیوضعیتوحمایتازکودکاندرگیردرمخاصماتمسلحانهدرکشورهایاسلامی……………….45
بنداول : حمایتازکودکاندرکشورهایاسلامی……………………………………………………………………………45
بنددوم : بررسیوضعیتکودکاندرکشورهایاسلامیوآثارتعارضاتمسلحانهبرآنان……………………………….47
الف: وضعیتکودکانوآثارجنگبرآناندرافغانستان……………………………………………………………………….47
ب: بررسیوضعیتکودکانوتأثیرجنگبرآناندرعراق…………………………………………………………………….50
ج: بررسیوضعیتکودکانوآثارجنگبرآناندرسایرکشورهایاسلامی…………………………………………………53
بندسوم : میثاق حقوقکودکدراسلام………………………………………………………………………………………..56
نتیجه……………………………………………………………………………………………………………………………….59
فصل سوم : مخاصماتمسلحانهوحقوقکودک……………………………………………………………………………61
گفتاراول : حقوقکودکدراسنادبینالمللی………………………………………………………………………………….62
گفتاردوم : بررسیاسنادویژهکودکان…………………………………………………………………………………………63
بنداول : یونیسف………………………………………………………………………………………………………………..63
بنددوم : کنوانسیونحقوقکودکوپروتکلدوم2000……………………………………………………………………..65
بندسوم : ازاجلاسسرانجهان1990تاآخرینگزارشجهانی2007…………………………………………………….66
بندچهارم : اسنادمنطقهای………………………………………………………………………………………………………68
گفتارسوم : حمایتهایبینالمللیازکودکاندرمخاصماتمسلحانه……………………………………………………69
بنداول : حمایتهایعام……………………………………………………………………………………………………….70
بنددوم : حمایتهایخاص……………………………………………………………………………………………………71
الف: تخلیهکودکانوتأسیسمناطقویژه(پناهگاه)…………………………………………………………………………..71
ب: حمایتازسلامتکودکان………………………………………………………………………………………………….72
ج: شناسایی،تعیینهویتوبازگشتبهخانواده………………………………………………………………………………74
د: آموزشوپرورشکودکان…………………………………………………………………………………………………….75
ه: حمایت ازکودکانآوارهوبیسرپرست…………………………………………………………………………………….76
و: ممنوعیتمجازاتاعدامبرایکودکانومادرانباردار…………………………………………………………………….77
گفتارچهارم : خشونتهایانجامشدهعلیهکودکاندرجنگ……………………………………………………………….78
بنداول : سربازگیریکودکان…………………………………………………………………………………………………..78
بنددوم : تجاوزوخشونتجنسیعلیهدخترانوپسران……………………………………………………………………..79
بندسوم : حملاتسازماندهیشدهوعمدیبهکودکانومدارس…………………………………………………………..79
بندچهارم : بکارگیریکودکاندرعملیاتهایانتحاری…………………………………………………………………….80
نتیجه……………………………………………………………………………………………………………………………….81
ارزیابی کلی………………………………………………………………………………………………………………………83
منابع………………………………………………………………………………………………………………………………..85
ضمائم……………………………………………………………………………………………………………………………..90
Abstract
چکیده:
اینپایاننامهدرسهفصلتدوینشدهاستکهدرفصلاولتعاریفومفاهیمکلی(جنگوکودک)ودرفصلدوم حمایتازکودکاندراسنادوحقوقاسلامیودرفصلسوممخاصماتمسلحانهوحقوقکودکانراموردبررسیقرار میدهیم.
امروزه مهمترین عاملی که زندگی میلیونها کودک را تحت تأثیر خود قرارداده جنگ است، درتمام جنگهایی که تاکنون روی داده، کودکان آسیبهای جبرانناپذیری را متحمل میشوند. میلیونها کودک درجنگها درگیر شدهاند که فقط تماشاگر نبوده بلکه طعمه بودهاند. برخیاز قربانیان دریورش به شهرها و یا کشتارهای دستهجمعی جان خودرا از دست دادهاند. هنوزبرخی از کودکان از تأثیر خشونت جنسی یا محدودیتهای متعدد در درگیریهای مسلحانه که آنها را در معرضگرسنگی یا بیماری قرار میدهد، رنج میبرند. جای بسی نگرانی است که هنوز هزاران نوجوان وکودک در سراسر جهان به صورت زنجیرهای به عنوان جنگجو مورد استفاده قرار میگیرند.
پدیده نامیمون جنگ همهی حقوق کودکان از جمله حقحیات، حقزندگی درکنارخانواده، حق بهداشت، حقپیشرفت و تحصیلکودکان را نقض و تهدیدمیکند. مطابق گزارشهای جدید مجامع بینالمللی، سربازگیری اجباری و مشارکت دادن مستقیم کودکان در درگیریها، کشتن و نقص عضو، هجوم به مدارس و بیمارستانها، ربودن، تجاوز و خشونت جنسی و محرومکردن از دسترسی به کمکهای بشردوستانه، مواردی از خشونتهاییاست که در مخاصماتمسلحانه و درگیریها علیه کودکان اعمال میشود.
کنوانسیون حقوقکودک مهمترینسند بینالمللی برای حمایت همهجانبه از کودکانمیباشدکه اساس تفکر بینالمللی برای بقاء و رشد وحمایت از کودکان را در نظر دارد و آنچه امروزه حقوق بشردوستانه نامیده میشود وهدفش حفظ جان، مال وحیثیت غیرنظامیان، مجروحان، اسرا وسایرکسانیاست که درجنگ شرکت نکردهاند، ازآغاز مورد توجه واهتمام دینمبین اسلام بوده و دیناسلام این هدفانسانی را بهطورجدی مدنظر قرارداده است ودرحالیکه آنچه ما درمخاصمات مسلحانه شاهد آن هستیم بیشترین آسیب را در جنگها کودکان متحمل میشوند.
کودکان حقوق بسیاریازجمله، برخورداری از حقحیات، آموزشوپرورش، سلامت و … را درهر شرایطی دارا میباشند و همهی کشورها باید به این حقوق احترام گذاشته و طرفین هرمخاصمه نیز باید طبق حقوق بینالملل بشردوستانه این قوانین وقواعد را برای حمایت از کودکان رعایت نمایند.
واژگانکلیدی :کودک، جنگ، حقوقاسلام، حقوق بشردوستانه، حقوق بینالملل، کنوانسیون چهارگانه ژنو، میثاق حقوق کودک دراسلام، کنوانسیون حقوق کودک.
مقدمه:
همانگونه که ملاحظه میشود زنان و کودکان عامل برانگیختن و بروز جنگها نیستند، اما همواره به گواه تاریخ بیشترینصدمات رادر اثرمخاصمات و درگیریهایمسلحانه به صورتهای گوناگون و مختلف متحمل شده و میشوند. زنان و کودکان اکثراً هدف خشونتها در منازعات بودهاند واکثریت قربانیان، پناهندگان و آوارگان را تشکیل میدهند.
وجود عامل تبعیض و فرهنگ خشونت علیه کودکان و زنان در تمام جوامع وجود دارد، اما با برافروخته شدن آتشجنگ وتعارضاتمسلحانه این موضوع بیشتر تشدیدمیشود. یکی از ویژگیهای جنگهای معاصر آثاردهشتناک آن برمردم عادی بویژه کودکان است. کودکان نیمی از قربانیان جنگها ومخاصماترا به اشکال گوناگون به خود اختصاص دادهاند. براساسآمارها در بیشاز 36 کشور جهان کودکان قربانی تعارضات مسلحانه هستند. ازآغازدههینودمیلادی بیشاز دومیلیون کودککشته، دوازده میلیون مجروح و معلول و دهها میلیون کودک نیز براثر درگیریهایمسلحانهآواره وپناهنده گردیدهاند. درکناراینآمار بیشاز300 هزارنفر بطورمستقیم بهعنوان سرباز درجنگها شرکت داشتهاند، هم چنین میتوان به اشکال مختلف خشونت نسبت به کودکان به ویژه دختران و آثار ناشی از آن، از جمله بیماریهایی نظیر ایدز و… اشاره نمود.
حمله به مدارس و بیمارستانها، جلوگیری ازدسترسی به کمکهای بشردوستانه، خرید وفروش کودکان در طول جنگ و اعمال دیگر، بخشکوچکیازآثار جنگ نسبت به کودکان است1.
بااذعان بهاینکهکودک بهعنوان قشرآسیبپذیرجامعه درزمان بحران واضطرارینیزنیازمندرشد ونمو است، حمایتهاییرا میطلبدکهاینحمایتها دراسناد بینالمللیوعمدتاً دردوروندحقوق بشروحقوقبشردوستانه ذکرشدهاست. این حمایتها بردو دستهاند: حمایتعام و حمایتخاص.
حمایتعام شاملاصولبنیادینیماننداصلتناسب واصلتفکیکمیاننظامیان وغیرنظامیان، ممنوعیت حملات کورکورانه، اعلام خطر، تخلیه واسکان، ارائه خدمات بهداشتی و بیمارستانی و …. است. مکملاینحمایت، حمایت ویژه وخاص ازکودکاناست کهعمدتاً شاملممنوعیتاستخدام و بهکارگیریکودکان درنیروهایمسلح، حفظسلامتجسمی وروحیکودکان، حقامنیت ومصونیت ازبازداشتوتوقیفوحبس، حقوقخانوادگی، حقوقآموزشی وفرهنگی، حقوقمرتبط با کودکان پناهندهوآواره، دادرسیویژهعادلانه، تابعیت، ممنوعیت بردگیوکاراجباری است. دراینمسیر حمایتی، به اسناد اسلامی اشاره می شود تا ذهنآدمیرا به “کرامت ذاتی انسان” معطوف نماید. همچنینبابررسی متون موجود، بهتعاملات ومناسبات متقابل میان حقوقبشروحقوق بشردوستانه بیشتر پی خواهیم برد ودرخواهیم یافت که کودک از جمله موضوعاتیاست که ارتباط تنگاتنگ حقوقبشر وحقوق بشردوستانه را نمایان میسازد.
الف ـ بیان مسئله
با توجه به مقررات بینالمللی که جنگ توسط دولتها منع شده بازهم شاهدجنگهاییدرسراسرجهان هستیمکه بواسطه آن گروههای غیرنظامی بخصوص کودکان بیشترین صدمات را متحمل میشوند ودرمعرض خطرقرار میگیرند. نادیده گرفتن حقوق کودکان ازآغاز خلقت انسان تاکنون همیشه وجود داشته ودراین بین کشورهای جهان دربرخیمواقع درقالب برخی سازمانها بهحمایت از این قشر برآمدهاند تا بتوانندحقوق کودکان را تاآنجا که مقدور است احیا نمایند.
جنگ یکیازعواملی است که بیشترینعوارض رابه کودکان واردکرده بدون اینکه آنها نقشیدربروز آن داشته باشند و اینعاملدربیشتر مواقع حقوق بسیاری از آنها را ضایع کرده است و برای حمایت ازکودکان و حقوق آنها کشورها وسازمانهای بینالمللی گردهم جمع شده ومقرراتی را وضع نمودند.
دیناسلامیکی ازادیانالهیاستکهدرزمینه حقوق کودک تعالیم وآموزههایمهم وروشنیدارد. با مطالعه در متوناسلامیدرمییابیمکه قبلازاسلام حقوق کودکان به وضوح توسط افراد وگروههای مختلف نادیده گرفته میشده وحتیدرموارد بسیاری حقوقآنها رعایت نمیگردید. قبل ازاسلام کودک درخانواده جایگاهینداشته وازکمترین حقوق هم برخوردارنبود وگاهی مردم کودکان خویش را به علل مختلف ازبین میبردند.
باظهور اسلام پیامبراکرم(ص) وائمه معصومین (ع) با الهامگرفتن ازقرآن برای کودکدرخانواده وسپس در جامعه جایگاه ویژه درنظرگرفته و احترامخاصیبرای اینقشرقائل شدند. درجنگها ازتعرض بهکودکان به هر نحو اجتناب میورزیدند وهمه مسلمانان رابه رعایت حقوق آنان سفارش میکردند.
باپیشرفت جوامعبشری وعلم وتکنولوژی وبروزجنگهایمتعددوکشتهوزخمیشدنکودکان توجهکشورها به اینگروهروبه افزایشگذاشته ودراینمیانکشورهایاسلامی نیزحقوقیراکه برگرفتهازقرآن وتعالیمآنبودمقرر نمودند .
باتماماینتلاشها ما هنوزشاهد آنهستیمکهحقوق کودکانآنطورکهبایدرعایتشودتوسطکشورهای درگیر جنگکه خود شاناز تصویبکنندگان وامضاکنندگان عهدنامهها وکنوانسیونها هستندرعایت واجرا نمی شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دراینپژوهشبه بررسیحقوق ومقررات مربوطهازمنظرحقوق بشردوستانه بینالمللیواسلامواینکه اینمقررات تا چه اندازه پیشگیرانه بوده وچهراه حلهاوتدابیریبرایرعایت بهتر قواعدبایدمدنظر داشتخواهیمپرداخت.
ب ـ سئوال های تحقیق
1- آیا مقررات وضع شده بینالمللی درحمایت ازحقوق کودکان درمخاصمات جامع وکامل است؟
2- راه حلهای پیشگیرانه برای رعایت حقوق کودکان درمخاصمات چیست؟
3- نقش اسلام وکشورهایاسلامی دررعایت واهمیت حقوق کودکان چگونه است؟
ج ـ فرضیات تحقیق
1-گرچه دولتها باپیشرفت تکنولوژی، صنعتیشدن و وضعقوانین ومقررات درقالبکنوانسیون، میثاقنامه و مقاولهنامه توانستهاند تاحدودی، حمایتهاییرادرزمینه حقوقکودکان درگیردرمخاصماتمسلخانه انجامدهند ولی هنوزاین حمایتهاکافینبوده وبرخیازکشورهابهبهانههایمختلفازاجراکردنمقرراتخودداری میکنند.
2-دولتهابایدراهحلهایپیشگیرانه باضمانتاجرایبالاتریرابرایحمایتازحقوقکودکاندرپیشگیرند بنحوی کهکودکاندرتمامکشورها احساسآرامش وآسایشنمایند.
3-نقشاسلام وقوانین وتعالیمآندرحمایت ازکودکان برهیچکسپوشیده نیست ولازماست جوامع بینالمللی با انسجام بیشتر وبا الهام ازتعالیماسلام گامهایمحکمتری درحمایتازحقوقکودکان درسطح بینالمللیبرداشتهو با تعاملبیشتر بایکدیگرهمکاری نمایند.

د ـ اهداف تحقیق (شامل اهداف علمی،کاربردی وضرورت های خاص انجام تحقیق)
1- بیان وبررسی حمایتهای انجام شده ازکودکان درحقوق بشردوستانه بینالمللی واسلامی
2- بررسی کمبودها ونواقص حمایت های بین المللی ازکودکان درمخاصمات
3- ارائهیپیشنهادهاییبرایرفع نواقصموجوددراسنادبینالمللیمربوطبهحقوقکودکدرتعارضاتمسلحانه
هـ روشتحقیق
روشفیشبرداریوکتابخانهای
وـ ساختارتحقیق
ازآنجاکهبحثکودکان وحقوقآنانیکیازمباحثمهم وکلیدیبهشمارمیرود ووجودجنگها وسوءاستفادهاز کودکاندرجوامعبسیارمتداولاست ودرنقاطمختلفجهان شاهدتضییعحقوقآنها میباشیم، لذانیازاستدرسطح بینالمللیبهحقوقاینقشراحترامقائلشده وبرایاحقاقحقوقآنانچارهاندیشیشود واینجامهعملنخواهدپوشید مگردراثرحمایت همهیکشورهایجهان، بایدتدابیری اتخاذشود تاکودکاندرجنگها شرکت دادهنشوند وایندر گروی وضع مقررات وقوانینبینالمللی وتضمینرعایتآن ازطرفدولتهاست. برایآشناییبیشتر بامقررات وضعشده درجوامع بینالمللیدرخصوصحقوقکودکان، دراینتحقیقوپژوهشمسائلمبتلابه اینگروه ازافرادرا درسهفصلجداگانهکهفصلاولتعاریف ومفاهیمکلی(جنگوکودک)، فصلدوم حمایتاز کودکاندراسناد و حقوقاسلاموفصلسوم مخاصماتمسلحانه وحقوقکودکانراشاملمیشود، موردبررسیوپژوهش قرارمیگیرد.
فصل اول:
تعاریف ومفاهیم کلی
گفتاراول:
مفهوم جنگ
بنداول: جنگ ازدیدگاه قرآن واسلام
قبلازاینکه وارد مبحث بررسی حقوق کودک درمخاصماتمسلحانه ازنظراسلام شویم به دیدگاه قرآن در موردجنگ میپردازیم. جنگ یکیاز پدیدههاییاست که جامعهشناسان ومتفکران اجتماعی پیرامون آن به ارائه نظراتپرداخته وجنبههای گوناگون آنرا ازدیدگاههای مختلف موردمطالعه قراردادهاند گرچه این عطفتوجه بهمانندسایر پدیدهها ومسائل اجتماعی نبوده وجامعهشناسان به این ایده نسبت به سایرجوانب زندگیکمتر توجه کردهاند. باهمه اینها مطالعاتیکه درباره جنگ انجام پذیرفته و نظریاتی که دراینخصوص ارائه گردیده شامل جوانبگوناگون اینپدیده ازجمله عامل ایجاد جنگ، اثرات اجتماعی، اقتصادیآن، عواملیکه منجر به پیروزی یا شکست درجنگ میشود ومانند اینها میباشد.
اسلام درمورد جنگ دیدگاه خاصخود را دارد، در بیان دیدگاه کلی اسلام نسبت به جنگ، مرحوم علامه طباطبایی درتفسیرگرانقدر”المیزان” میفرمایند: مسئله جنگ وجدال واختلافاتی کهمنجر بهجنگهای خسارتزا میشود امری است که در مجتمعات بشریگریزی ازآن نیست وخواه ناخواه پیش میآید و اگراین امرقهری نبود، انساندرخلقتش به قواییکه جزدرمواقع دفاع بکارنمیرود از قبیلغضب و شدت ونیروی فکری مجهز نمیشد پس اینکه می بینیم انسان به چنین قوایی دربدن و درفکرش مجهز است خود دلیل بر ایناست که وقوع جنگ اجتنابناپذیر نیست و چون چنیناست به حکم فطرت، برجامعهاسلامی واجب استکه همیشه ودر هرحال تا آنجا که میتواند و به همان اندازهای که احتمال میدهد دشمن مجتمعصالحش مجهز باشد خود را مجهز کند.1
درمتوناسلامی نسبت بهامرپیکار ومبارزه که با تعابیری همچون “جهاد” و” قتال” مشخصشده، توجه فراوانیمبذولگردیده وازآنجا که این مهم بهعنوان یکی از واجبات دینی به شمار میرود ودراسلام دارای جایگاه ویژه واهمیت قابل توجهی است، مباحث بسیاری درباره آن از دیدگاههای مختلف بهعملآمده است. قرآن وکتب حدیث اعم ازعامه وخاصه مکرراًٌ درمناسبات مختلف به بیان جنبههای گوناگون جهاد از قبیل: اهمیت، شرایط جنگ و صلح و مسائلی از این قبیل پرداختهاند.
قرآن دربرخی ازآیات مسلمانان را امر به جنگ و جهاد کرده وآن را یکی از وظائف آنان برشمرده و حتی گروههایی را که مسلمین با آنها مبارزه میکنند مشخص مینماید. خداوند درسوره بقره آیه 216 میفرماید: “حکم جهاد برای شما مقررگردید وحال آنکه برشما ناگوار و مکروه است ولیکن چه بسیار شود که چیزی را شما ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح در آن بوده و چه بسیار شود که چیزی را دوست دارید و درواقع شر وفساد شما درآن است و خداوند برمصالح امور داناست و شما نادانید.”1ونیز خداوند میفرماید:” یا ایهاالنبیحرضالمؤمنینعلیالقتال”2 ای پیامبر مؤمنان را به جنگ وکارزار تشویق کن. “وقاتلو حتیالاتکون فتنه ویکون الدین الله”3 و با کافران جهاد کنید تافتنه و فساد از روی زمین بر طرف شود و همه را آئین، دین خدا باشد.
دستهای ازآیات هستند که هدفکلی مبارزه و جهاداسلامی را مشخصمینمایند یعنی”سبیل الله “، بنابر اینآیات مسلمانان بایدبرای رسیدن به این هدف و به منظور جلوگیری از ایجاد موانعی که دراین راه وجود دارد به مبارزه برخیزند. “وقاتلو هم فی سبیل الله و اعلموا انالله سمیع علیم”4 وجهاد کنید در راه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. همچنین درسوره نساء آیه 76 میفرمایند: “الذینامنوایقاتلون فیسبیلالله والذین کفروا یقاتلون فیسبیلالطاغوت.” اهل ایمان در راه خدا و کافران در راه شیطان جهاد می کنند.
قرآن درحالیکه مسلمانان را امر وتشویق به جنگ و کارزار در راه خدا مینماید درپارهای از آیات به بیان خصائص و ویژگیهای دشمنان اسلام و کسانی که باید با آنها به مبارزه نموده میپردازد برخی از این گروهها که در قرآن ازآنها یاد شده عبارتند از: گروههای محارب و مفسد که خداوند درمورد این گروه درآیه 33 از سوره مائده میفرماید:”همانا کیفرآنان که با خدا و رسولش به جنگ برخیزند و در زمین به فساد بکوشند جز این نباشد که آنها را به قتل رسانیده یا به دارکشند و یا دست و پایشان به خلاف ببرند یا به نفی بلد وتبعید از سرزمین صالحان دور کنند، این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنها است اما درآخرت به عذابی بزرگ معذب خواهند بود.” گروه دیگر گروههای بیایمان که به محرمات اسلام وقعی نمینهند. دراینخصوص در قرآن آمده است: “قاتلواالذین لایؤمنون باللهولابالیوم الاخر ولایحرمون ما حرم الله و رسوله و لایدینون دینالحق من الذیناوتوالکتاب حتی بعطول الجزیه عن ید و هم صاغرون”1 ای اهل ایمان به هرکسکه بهخدا وروز قیامت ایمان نیاورده وآنچه خدا ورسولشحرام کرده حرام نمیدانند و به دین وآئیناسلام نمیگروند، قتال و کارزار نمائید تا آن گاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند.
علاوه برموارد فوق بامطالعهدرآیات قرآن ویژگیهای گروههای دیگریرا مییابیم که خداونددستورجنگ باآنها راجایزدانستهاست ازجمله اینگروهها میتوان به گروه دوستان وهواداران شیطان، گروه مادیگرایان، گروهکافران، مشرکین ومنافقین، گروه ظالمین وستمگران و … اشاره نمود.
بدیهیاستاسلام دینی نیست که بر پایه و اساسجنگ و خونریزی پایهگذاری شده باشد، بلکه درحقیقت باید گفتکه پایه و اساس دیناسلام برصلح و دوستی استوار است. طبق نصصریح قرآن، دراسلام صلح و دوستی بهتر ازجنگ و خونریزی میباشد.2 اما با توجه به رفتاری که افراد و گروههای مختلف غیرمسلمان با مسلمین درمقابله بااسلام اتخاذ میکنند مسلمین نیز ناچار باید با اینگونه رفتارها مقابله نموده و به جهاد برخیزند، همچنیندراسلام و قرآن جنگ و کارزار با برخی از افراد منع شده است ازجمله کسانی که در حنگ شرکت ندارند، زنان، کودکان، پیران وسالخوردگان و….
بنددوم: جنگ از دیدگاه حقوق بینالملل
جنگ اعمال قدرت مسلحانه کشورها علیه یکدیگر میباشد که مشروط به اعلام صریح قبلی آنان است و هدف ازآن معمولاً تحمیل اراده مهاجم درجهت منافع و مصالح ملی است. در مقابل صلح که یک وضعیت عادی میباشد، جنگ یک حالت استثناییاست، درنتیجه حقوق جنگ نیز در برابر حقوق پیشگیریکننده جنگ، یک حقوق استثناییاست. حقوق جنگ شامل قواعدی است که حاکم بردوران جنگ میباشد و کشورهای متخاصم ودرگیری در روابط خصمانه خود با یکدیگر و باکشورهای بیطرف، بایستیآن قواعدرا مدنظر قرار دهند وآنرا رعایت نمایند.1
در حقوق بینالملل، جنگ شیوه اجبار همراه با اعمال قدرت و زوراست که میتوان آن را از نظرحقوقی چنینتعریف نمود: جنگ به عنوان “ابزار سیاست ملی ” مجموعه عملیات و اقدامات قهرآمیزمسلحانهای است که درچارچوب مناسبات کشورها (دو یا چندکشور) روی میدهد و موجب اجرای قواعدخاصیدرکل مناسبات آنها با یکدیگر وهمچنین با کشورهای ثالث میشود. در این جهت حداقل یکی از طرفین مخاصمه درصدد تحمیل نقطه نظرات سیاسی خود بر دیگری است. به این ترتیب عملیات قهر آمیز مسلحانه وسیله و هدف تحمیل اراده مهاجم میباشد. درمجموع مفهوم حقوقیجنگ شامل چهار رکناساسی است: الف )عنصر تشکیلاتیوسازمانی کشورها: یکی ازعناصر اساسی سازنده مفهوم جنگ عنصرتشکیلاتی وسازمانیکشورها میباشد. لازمه جنگ نبرد نیروهای مسلح دو کشور با یکدیگر است از اینرو جنگ را میتوان گاهینوعی رابطهیا ارتباط بیندوکشور یاکشورهای دیگر تلقی نمود. به عقیده”ژان ژاک روسو”که درکتاب قرارداد اجتماعی آمدهاست، جنگ بههیچ وجه رابطهی انسان با انسان نیست، بلکه رابطه کشور با کشوراست که در آن افراد نه بهعنوان انسان بلکه به مثابه شهروندان و مدا فعان وتنها بر حسب تصادف و اتفاق با یکدیگر دشمن میشوند.
ب) عناصرمادی(اعمال قدرت مسلحانه): عنصر دیگرجنگ، عنصرمادی است وآن اعمال قدرتیا خشونت مسلحانهواقعی وعملی میباشد به تعبیر دیگر جنگ همیشه با عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانهای همراه است که توسط نیروهای مسلح کشورهایمتخاصم وتحتفرماندهی، اقتدار ومسئولیت آنها صورت میگیرد. بدون استفاده از نیروی اسلحه جنگ معنی ومفهوم حقوقیندارد. حقوق بینالملل مشخصنمیکندکه عملیات قهرآمیزمسلحانه باید درچه سطحیباشد تا جنگ تلقی شود ولی به طور کلی و از حیث حقوقی، جنگ زمانی آغاز میشود که توسل موثر و واقعی به اسلحه صورت گرفته باشد. جنگ با آتشبس خاتمه پیدا نمیکند. آتشبس پایان عملیات جنگی استنه پایان خود جنگ. پایان قطعی جنگ زمانیاست که با انعقاد معاهدهای صلح میان متهاجمان برقرار باشد .
ج)عنصرمعنوی یاروانشناختی(قصدونیتجنگ): جنگ بدون قصدونیت معنیومفهومیندارد. درکنفرانسهای لاهه(1970)کشورهایامضاءکنندهمعاهدات با اعلام صریح، اراده را جهت مبادرت بهجنگ ضروری دانستند. طبق عهدنامهسوم مربوط به شروع مخاصمات مورخ18 اکتبر1907جنگ قانوناً هنگامیآغاز میشود که اخطار صریح قبلی به صورت اعلامیه جنگ بدون قید و شرط تلقی میشود، صورتگرفته باشد. هرگاه یکیاز کشورهای متعاهد عهدنامهی سوم، مخاصماترا بدوناعلام قبلیآغاز کنداز تعهدات خودعدولکرده ومرتکب جرم بینالمللی شده است. الزام به اعلام قبلی جنگ یک قاعدهی قراردادی نیست بلکه یک قاعده شناخته شده شرطی است که عمومیت جهانی دارد.
د) هدف دار بودن جنگ(منافع و مصالح ملی): عنصرچهارم جنگ، مشخص بودن و غایت جنگ است یعنی کشورآغازگر جنگ هدف معین و نهایی دارد که همواره در صددپیگیری و نیل به آن است. این هدف معمولاً تحمیل یا قبولاندن یک نقطه نظرسیاسیو یا بهعبارت دیگر یک منظور و هدف ملی میباشد. در واقع کشور مهاجم مدعیاست ‌جنگی که آغاز نموده براساس”منافع ومصالح ملی” بودهاست. به هرحال هنگامیکه جنگ فاقد خصیصه ملی باشد و بهعنوان ابزار سیاستملی تلقینگردد، دیگر واجد مفهوم خاص خود نیست. فرضاً عملیات نظامی معروف به عملیات پلیسی را که در اساسنامهی برخی سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان مللمتحد پیشبینی شده است را نمیتوان جنگ نامید.1
بند سوم : آثار جنگ
بهمحض شروع مخاصمه حالت جنگ برقرار میشود و کلیه مناسبات و رفتارهای عادی میان متخاصمان قطع میگردد و جایخود را به رفتارها و مناسبات خصمانه میدهد. درنتیجه جنگ آثار حقوقی معینی را، چه نسبت به کشورها و چه نسبت به افراد به دنبال دارد. شروعحالت یا وضعیت جنگ تأثیری درقانونی بودن یا نبودن اصلجنگ ندارد. قطع روابط دیپلماتیک وکنسولی، ضبط اموال دولتی دشمن، اخراج اتباع کشوردشمن ازسوی طرف دیگرمخاصمه ونیز تعلیق قراردادهای بینالمللی زمان صلح ازجانب کشورهایمتخاصم ازجمله آثار جنگ بر کشورها میباشد.
الف : آثار جنگ نسبت به کشورهای ثالث
وقوع جنگ نه تنها آثار مهم و اساسی بر روابط کشورهای متخاصم ودرگیر با یکدیگر میگذارد بلکه بر کشورهای ثالث نیز تأثیرگذار است. به این معنی که بلافاصله پس از بروز جنگ حقوق بی طرفی بر وضعیت کشورهای ثالث حاکم میگردد و این کشورها با اعلام بیطرفی وضعیت خودشان را مشخص میکنند. قطع نظراز اینکه کشورهای ثالث بیطرف درجنگ هستند میتوانند وظایفی را درقبال کشورهای درگیر جنگ که آن را بهعنوان حافظ منافع خود انتخاب نموده است برعهده بگیرند که وظائفزیرنمونهای ازآن میباشد:
ادارهوهدایتمذاکرات مربوط بهمبادله کادر دیپلماتیک و کنسولی کشور مورد حمایت، حمایت و برگرداندن غیرنظامیانیکه زندانیشدهاند بهکشورخود، حفظ وحراست از اموالدولتیکشورهایمتخاصم، حفظ وحراست از اموال خصوصی اتباع کشورهای متخاصم، حمایت از زندانیانجنگی بهکمک کمیته بینالمللی صلیبسرخ و ….
ب : آثار جنگ نسبت به کشورهای متخاصم
یکیازآثارجنگ که بیشترازسایرآثارنسبت بهکشورهایمتخاصمجلوهگرمینمایدایناست که روابط دوستانه ومسالمتآمیزمیانکشورهاکه همانروابطدیپلماتیک وکنسولیاسترا دست خوش تحول قرار میدهد وروابط خصمانه وغیرمسالمتآمیزبرروابطحسنه ودیپلماتیکحاکممیشود. جنگنمیتواندباروابطدیپلماتیک وکنسولی همسوییداشتهباشد. اموالعمومی یادولتیدشمنکهدرقلمروکشورمتخاصمقرارگرفتهباشد مشمولحکممصادره خواهد بود به استثنای ساختمانهای ملکی محل مأموریت کادر دیپلماتیک و کنسولی دشمن و اموال موجود در آنها که بلافاصله پس از خاتمه مأموریت مهرو موم میشوند.
اخراج اتباع کشوردشمن یکی دیگر ازآثار جنگ است که کشورهای متهاجم با بروز جنگ نسبت به اتباع دشمن اجرا میکنند وآنها را به میهنشان باز میگردانند. وضعیت قراردادهای بینالمللی براثر وقوع جنگ بین کشورهایمتخاصم دچارتنش واختلالمیگردد ودربیشتر موارد خاتمه پیدا میکند. بخصوص قراردادهای دو جانبهکه میانکشورهای متخاصممنعقد شدهاست. هرچندکه در حال حاضر فقط قراردادهایی قابل فسخ است که صرفا ًبرای زمان صلح منعقد شده باشند اما برخی دیگر از قراردادها مانند قراردادهایی که خط مرزی را معینمیکندارزشبینالمللیخودراحفظکرده وعمل جنگ آثار این تعیینحدود را از بیننمیبرد. درخصوص وضعیتقراردادهای چندجانبه این نوع قراردادها کما فیسابق بین کشورهای درحال جنگ و سایرکشورهای بیطرف پا برجا بوده و اجرا میشود. بخصوص قراردادهایی که به موجب آن سازمانهای بینالمللی تأسیس میگردند،‌ حتی بینکشورهای درحال جنگ کهعضویت چنین سازمانهایی راداشته باشند به حیات خود ادامه میدهند. چنانچه قراردادها به هرنحویدرزمان جنگ به حالت تعلیق دربیایند درپایان جنگ وپساز برقراری صلح، ایندسته ازقراردادها دوباره برای کشورهایمتخاصمسابق بهاجرادرمیآید، بدون اینکه نیازی به قرارداد و وضع مقررات جدید داشته باشد.
ج : آثارجنگ نسبت به افراد عادی(غیرنظامی) دشمن
بروزجنگ خواستهیا ناخواسته بهافراد عادی کشورهای متخاصم از جهات گوناگون لطمه وارد می کند. این لطماتیا متوجه شخصآنان استویا فعالیتهایاقتصادی ایشان راتحتالشعاع خود قرارمیدهد یا اینکه اموال آنان را تحت تأثیر قرار داده و اموالشان در این میان از بین رفته و خسارت متوجه آنها میشود.
تاقبل از سال 1949 درحالی که نظامیان تحت پوشش عهد نامه های ژنو قرارداشتند غیرنظامیان از هرگونه حمایت حقوقی محروم بودند، بطوری که مخصوصاً دریدو جنگ جهانی درعمل ملاحظه شد که اتباع غیر نظامی دشمن آماج هر نوع تجاوز وتعدی قرار می گرفتند. درآن دوران برخلاف برداشت سنتی که از سوی دانشمندان کلاسیک ابراز شده بود، جنگ هرگز یک اقدام وعملی که انحصاراً مربوط به حکومتها باشدنبود، بلکه مستقیماً ملتها را نیز دربرمیگرفت که از آن جمله میتوان توقیف و بازداشت آنان را دراردوگاههای کار اجباری نام برد.
باانعقاد قرارداد ژنو مورخ 13 اوت 1949 مربوط به حمایت از افراد وغیرنظامیدرزمان جنگ، اتباع دشمن ازحیث فردی تحتحمایت شدیدحقوقیقرارگرفته وعنوان “شخصحمایت شده” را بهخود اختصاص دادند. محافظت از صلح جهانی وامنیت بینالمللی وظیفه مهمی بود که دراولین منشورجامعه بینالملل 1945 قیدگردیدهاست. اماجامعه بینالملل نتوانستهاست چهجوامع کنونی وچهجوامعآیندگان رادرمقابلآتش جنگها محافظت وپاسداریکند. با وجود تعدادکثیرکنوانسیون وپروتکل وخود منشورسازمانملل، وحشت ونگرانی روزافزونزنان وکودکاندراثروقوع وبروز جنگها روبهافزایشاست وزنان وکودکان بیشتری بهطرقمختلف جان، زندگی وموجودیت خویشرا ازدست داده ومیدهند.
جنگها بهعنوان عاملاصلی، توسعه جوامعرا که برای تساوی حقوقی واجتماعی زنان وکودکانامری مهم تلقیمیشود، تحتتأثیر خود قرارداده وزنان وکودکان را بهعنوان قربانیان اصلی و بیدفاع جوامع به سوی نابودی، انزوا و تبعیض رهنمون مینماید. تحتتأثیر مستقیم یا غیرمستقیم جنگها، روزانههزارانزن و کودک درسطحجهان دراثرگرسنگی، کمبودآب، غذا و بیماریهای رایج ناشیاز مخاصماتمسلحانه قربانی میشوند.
گفتار دوم :
مفهوم کودک
بند اول : کودک از نظراسلام
کودک یا طفل درفقه به فردی اطلاق میشود که به بلوغ شرعی نرسیده است. قرآن کریم دربرخی از آیات1به موضوع معیاردوره کودکی و پایان این دوره پرداخته ومعیارهایی سهگانه را برای پایان دوره طفولیت ذکرکرده که عبارتند از: بلوغ الحلم ، بلوغ النکاح،بلوغ رشد. با توجه به این معیارها میتوان گفت که موضوع بلوغ درقرآنکریم با تعببرات مختلفی آمده وسن مشخصی را بهعنوان سن بلوغ ذکر ننموده است ودرامر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه کرده است.
درمیان فرق اسلامی، شافعیان وحنابله سن بلوغ رادر دختران وپسران15سالگی ومالکیان17سال میدانند. حنفیان نیزسن بلوغ را برای پسر18سال و برای دختر17سال ذکرنموده اند.2 فقه امامیه اکثراً سن بلوغ را برای پسر15سال وبرای دختر9سال تمام قمری میدانند گرچه برخی متأخرین شیعه بلوغ دختران را در13 سالگی محقق دانستهاند. با این همه سن بلوغ شرعی براساسنظر بیشتر فقها9 سال برای دختران و15سال برای پسران میباشد. البته فقها علاوه بر این نشانههای دیگری همچون روئیدن موی خشن زیر بغل وعانه فرد و احتلام را نیز شرط بلوغ دانستهاند ودر دختران عادت ماهانه وحمل اماره بلوغ محسوب میشود.
بند دوم : کودک از دیدگاه قوانین داخلی ایران
کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاع میشود که از نظر سن به رشد جسمی وروحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد .
مطابق ماده958 قانون مدنی: “هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود ولیکن هیچ کس نمیتواند حقوق خودرا اجرا کند مگر آنکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.” پس کسی برای اجرای حقوق مدنی اهلیت قانونی دارد که ممنوع ومحجور از تصرف در اموال وحقوق مالی خود نباشد.
براساس ماده 1207 قانون مدنی: “اشخاص ذیل محجور واز تصرف دراموال وحقوق مالیخود ممنوع هستند: 1- صغار 2- اشخاص غیر رشید 3- مجانین .”
بنابراین ملاحظه میگردد که از نظرحقوقی کودک از تمامی حقوق مدنی برخوردار است واز این جهت فرقی با بزرگسال ندارد اما قانوناً نمیتواند حق خود را اعمال و یا اجرا کند آنچه مهم است اینکه بدانیم ازنظر حقوقی کودکی از چه سنی شروع وبه چه سنی ختم میشود.
اصولاً وجود شخص طبیعیاز لحاظ حقوقی با تولد او آغازمیشود واز این تاریخ است که انسان ، طرف حق قرار میگیرد واز حقوق مدنی وسایر حقوق برخوردار میشود. در ماده ی 956 قانون مدنی آمده است: “اهلیت برای دارا بودن حقوق، بازنده متولد شدن انسان شروع میشود و با مرگ او تمام میشود.” اما نباید فراموش کرد که کودک قبل از آنکه متولد شود، یعنی در حالیکه جنین است هم دارای حیات است و بدین جهت شایسته است که مورد حمایت مقنن قرارگیرد تاحقی از کودک که درآینده متولد خواهد شد تضییع نشود وبدین اعتبار شاید بتوان ادعا کرد که شروع کودکی در واقع از تاریخ انعقاد نطفه است. زیرا ازاین زمان است که کودک بهعنوان موجودی زنده ومستقل از پدر ومادر مورد توجه مقنن قرارگرفته و برای اوحقوق و تکالیفی مقرر می شود.1
ممکن است جنین از لحاظ زیستشناسی موجود مستقلی بشمار آید وشخص محسوب گردد. اما از نظر حقوقی، هنگامیکه زنده به دنیا نیامده است شخصمستقلی بشمار نمیآید ونمی تواند دارندهی حق وتکلیف باشد؛ با وجود این درصورتی که مصلحت اقتضا کند، ممکن است جنین حتی قبل از تولد دارای حق گردد، مشروط بر اینکه زنده به دنیا آید.2
مادهی 957 قانون مدنیدراین سوره صریحاً مقرر میدارد که: “حمل از حقوق مدنی متمتع میگردد، مشروط براینکه زنده متولد شود.” بنابراین طبق مقررات قانون مدنی، حمل یعنی کودک که هنوز متولد نشده از تاریخ انعقاد نطفه عیناً مانند کودکی که به دنیا آمده است از کلیه حقوق مدنی برخوردار است مشروط بر آنکه زنده متولد شود اگرچه پس ازتولد هم فوراً فوت نماید. پس جنین دارای نوعی شخصیت است ومیتواند صاحب حق باشد. مثلاً ممکن است که به نفع او وصیت شود وحقی بدین ترتیب برای او ایجاد شود. همچنین جنین طبق قانون، ارث میبرد همانطور که مقنن درماده 875 قانون مدنی این نکته را تصریح نموده است، این ماده در مورد حملی که مورث او فوت کرده چنین مقرر میدارد: “شرط وراثت، زنده بودن در حین فوت مورث است واگر حملی باشد درصورتی ارث میبرد که نطفه اوحینالموت منعقد بوده وزنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.” وممکن است برای حفظ وادارهی سهمالارث جنین، کسی از طرف دادگاه معین شود که اصطلاحاً امین نامیده میشود. اما شخصیت جنین وحقی که برای او ایجاد میشود متزلزل است و هنگامی مستقر وپایدار میشود که زنده بدنیا آید اگر چه فوراً بعد از تولد بمیرد.
آنچه در بالا آمد نشاندهنده زمان شروع کودکی یا طفولیت را در قوانین ایران بیان میکند اما این کودکی پایانی نیزدارد که قانون مدنی در تبصرهی 1 ماده ی1210 مصوب 1360 مجلس شورای اسلامی آن را چنین اعلام میدارد: سن بلوغ در پسر پانزده سال است. تشخیص این سن در ایران براساس تاریخ تولدی است که روی شناسنامه افراد درجگردیده ومعتبر میباشد. طبق مادهی 1210قانون مدنی: “هیچ یک را نمیتوان بعداز رسیدن به سن بلوغ بهعنوان جنون یا عدم رشد مجبور نمودمگر اینکه عدمرشد یاجنون او ثابت شده باشد.” پس براساس قانون مدنی دختری که نه سال تمام قمری وپسری که 15 سال تمام قمری داشته باشد میتواند هرگونه دخل وتصرف در اموال وحقوق مالی خود بنماید ومحتاج کسب اجازه از هیچ مقام ومرجعی ندارد.
بین تبصرههای ومواد قانون مدنی درخصوص تملک اموال توسط صغیر بعد از رسیدن به سن بلوغ تعارض وجود دارد ولی این تعارض را هیئت عمومی دیوان عالی کشوربا صدور رأی وحدت رویه رفع نموده است.
همانطور که میدانیم چون قوانین ایرانمتأثر والهام گرفته ازمقررات وقواعد فقه اسلام است لذا طبق مقررات اسلام صغیرکسی است که بالغ ورشید نشده است وهریک از ایندو خصیصه برای خروج صغیر ازحجر لازم است وهمچنین فقها برای بلوغ ورشد خصوصیات وشرایطی را ذکر نمودهاند که قبلاًدر مبحث کودک در اسلام در آن مورد توضیح داده شد.
آنچه مسلم است اینکه متأسفانه سن بلوغ مذکور درتبصره 1ماده 1210 در مسائل حقوقی وسیاسی یکسان نیست وبه عبارت دیگر دوران کودکی برای هر امری در زمانی خاص پایان میآید:
الف) در مورد ازدواج پایان کودکی در مورد دختر سیزده سالگی ودر مورد پسر پانزده سالگی است مادهی 1041قانون مدنی که در سال1379 اصلاح شده چنین مقرر میدارد عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن13 سال تمام شمسی وپسربعد ازرسیدن به15سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح، پس میتوان از مفهوم مخالف مادهی فوق چنین استنباط نمود که اگر دختری به سن 13 سال تمام وپسری به سن 15 سال تمام برسد برای عقد ازدواج نیاز به موافقت ولی با صدور حکم از دادگاه نیست.
ب) در خصوص مسئولیت کیفری وحقوقی پایان سن کودک مقارن سن بلوغ است که در دختر 9 سال تمام قمری وبرای پسر 15 سال تمام قمری است.
ج) درمسائلمربوط به کار وکارگری پایان سنکودکی بطور یکسانبرای پسر ودختر15سالگی قید شده است. براساس ماده 79 قانون کار به کارگماردن افرادکمتر از 15 سال تمام ممنوع است.
پس همان طور که ملاحظه میشود دختر چهارده سالهای که میتواند ازدواج نماید وحق دخالت درامورمالی خویش را دارد نمیتواند به عنوان کارگر استخدام شود.
د) در مورد برخورداری از حقوق سیاسی وشرکت در انتخابات دوران کودکی پسر ودختر 18 سال میباشد مادهی 36 قانون انتخابات ریاست جمهوری یکی از شرایط انتخاب کنندگان را داشتن18سال برای انتخاب کنندگان بیان میکند. هم چنین کسی که 18 سال تمام نداشته باشد حق شرکت در انتخابات مجلس و نیز حق شرکت درانتخابات مجلس شورای اسلامی را نخواهد داشت.1
هـ ) سن استخدام دولتی، پایان 18سالگی میباشد واگر کسی به این سن نرسیده باشدنمیتوان وی را به عنوان کارمند به استخدام دولت درآورد. قانون استخدام کشوری یکی از شروط برای ورود به خدمت رسمی را داشتن حداقل 18سال تمام قید کرده است.2 هم چنین به موجب مادهی 5 آئین نامه ی استخدامی کارکنان مجلس شورای اسلامی مصوب 1362 برای ورود به خدمات مجلس شورای اسلامی داشتن حداقل 18 سال سن ضروری است.
و) برای صدورگذرنامه ونیز اخذگواهینامه برای وسایل نقلیه موتوری پایان کودکی را 18سال در نظرگرفتهاند ودربرخی موارد بطور مثل برای استفاده ازحقوق وظیفه مستمری، دوران کودکی میتواند تا سن20سالگی هم افزایش یابد وحتی اینسن اگر دریکی ازمؤسسات آموزشی، آموزشگاههای رسمی وعالی مشغول تحصیل باشند تا 25سالگی هم افزایش مییابد. با توجه به مطالب فوق الذکر میتوان گفت یکی از مهمترین حقوق کودک که در قوانین ایران به آن پرداخته شده حق حیات است. حق حیات از دوران جنینی شروع شده وتا پایان دورهکودکی ادامه دارد، این ازحقوق مسلم کودک میباشد که ابتداً برعهده والدین وپساز آن از وظایف حکومت ودولت می باشد.
نگهداری وتربیت کودک (حضانت ) یکی دیگرازحقوق کودکان است که در قانونمدنی به آن اشاره شده است. قانون مدنی ایران درباب دوم از کتاب هشتم، مقررات مربوطه به این موضوع را بیان مینماید. طبق مادهی1168قانون مدنی: ” نگاهداری اطفال هم حق وهم تکلیف ابوین است.” بنابراین والدین برای حضانت ونگهداری از کودک باید از تمام ابزار ووسایل که لازمه بقاء، نمو وبهداشت جسمی وروحی کودک میباشد استفاده نمایند. سرپرستی از کودک که در قوانین ایران بطور جد به آن اشاراتی شده یکی از حقوق کودکان بر والدین است. درحقوق ایران صریحاً به موضوع حمایت از کودکان بیسرپرست پرداخته شده بطوریکه برای این مهم در سال1353 قانون حمایت ازکودکان بدون سرپرست به تصویب رسیده است. بهموجب این قانون خانوادههای فاقد فرزند میتوانند تحت شرایط وضوابطی کودکانیرا که سرپرست ندارند سرپرستی نمایند، بدون آنکه آثار ناشی از قرابت نسبی از قبیل ارث وحرمت نکاح ایجاد شود.
یکیدیگر از حقوق کودکان داشتن مکان وجا ومتعلق بودن به یک سرزمین مشخص است. لزوم داشتن تابعیت یک اصل حقوقی مسلم وقابل قبول در تمام سیستمهای حقوقی دنیاست که کشور ایران از این امر استثنا نیست. بنابراین به محض تولد کودک، تابعیت کشور معینی به او تحمیل میشود. درکشور ایران کودک از تلفیق دو روش سیستم خون وخاک برای کودک تعیین سرزمین (تابعیت ) میشود وکودک نمیتواند تا رسیدن به سن 18سالگی تابعیت خویش را تغییر دهد.1هم چنین اقامتگاه کودک همان اقامتگاه ولی یا قیم است.2
مسئله تحصیل وآموزش یکیدیگر از حقوق کودکان است که درقوانین ایران به آن پرداخته شده است. اصل سیام قانون اساسی جمهوریاسلامی ایران مصوب 1358 دراین خصوص بیان میدارد: “دولت موظف استوسایل آموزش وپرورش رایگان رابرای همهی ملت تاپایاندورهی متوسطهفراهم کند، وسایل تحصیلات عالی را تا سرحدخودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.” آنچه مسلم است این که نه تنها دولت بلکه خود اولیای اطفال هم میبایستی با استفاده از امکانات، کودکان خودرا به تحصیل علم ودانش ویا فرا گرفتن حرفه تشویق نمایند.
ممنوعیت کار وفعالیت کودکان درکارگاهها بهعلل مختلف از سوی قانونگذار برای کودکان درنظرگرفته شده است، بطوریکه درقانون کار وسایر قوانین، مقرراتی درخصوص شرایط کار نوجوانان وجود دارد. بطور مثال آوردن حداقل سن برای کارکردن؛ همانطوری که قبلاً به آن اشاره شد حداقل سن برای کاردر ایران15 سال تمام قید شده است.1 ساعات کارکمتر، ممنوعیت به کارگیری درکارهای سخت وزیان آور . . . از جمله مقرراتی است که در قوانین ایران برای کودکان ونوجوانان پیشبینی گردیده است واین اهمیتحقوق کودکان رانشان میدهد.
عدم محاکمه واعدام کودک وحتی تقلیل مجازات مادران باردار یا مادرانی که کودک دارند یکی دیگر از حقوق کودکان است که در قوانین ایران به آن اهمیت داده شده است. نگهداری کودک درکانونهای اصلاح وتربیت یکیاز تدابیری است که برای کودکان مرتکب به جرائم درنظر گرفته شده است. همچنین حمایت از کودکان در برابر آزار واذیت دیگر افراد جامعه یکی دیگر از مواردی است که در قوانین داخلی ایران به آن توجه شده است. علاوه بر حقوق فوق درایران حمایتهای قانونی دیگری ازکودکان به عمل آمده واز جمله میتوان به قانون حمایت از کودکان ونوجوانان مصوب1380، جرم بودن ربودن ومخفی کردن کودک که موادی از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات ومجازات های بازدارنده ) به آن پرداخته است، رها کردن کودک وسقط جنین اگر کسی عامداً وعالماً موجب سقط جنین شود علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص به حبس نیز محکوم خواهد شد، استفاده از اطفال برای تکدی وتأثیر وجود کودک در مجازات مادر اشاره نمود.
بندسوم: کودک از دیدگاه کنوانسیون حقوق کودک

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید