دانلود پایان نامه

مقابل بيماريها بيشتر و هزينه هاي درمان كمتر باشد جامعه مرفه تر مي باشد در نتيجه سطح توسعه اجتماعي بيشتر مي شود.
11- منافع اجتماعي توليد كالاها و خدمات
منافع حاصل شده يا در دسترس كل اجتماع در مقابل منافع شخصي افراد، از جمله حمايت و امنيت كه توسط نيروهاي انتظامي فراهم ميشود، ‌صرفه جوييهاي خارجي ناشي از نظام مؤثر عرضه خدمات بهداشتي، ‌اثرات وسيع و گسترده منافع يك جمعيت با سواد. هرچه منافع اجتماعي توليد يك كالا يا خدمت بيشتر از منافع خصوصي آن باشد درجه توسعه اجتماعي بالاتر است.
12- توزيع درآمد بصورت عادلانه
توزيع درآمد يعني درآمد حاصل از توليد چگونه به عوامل توليد تعلق ميگيرد؟ يا سهم بخشهاي اقتصادي از درآمد حاصله چقدر است؟ توزيع درآمد را از روشهاي مختلف اندازه گيري مي نمايند. از جمله توزيع درآمد بر حسب ابعاد گروه هاي درآمدي، توزيع درآمد مبتني بر عوامل توليد، توزيع مقداري درآمد، توزيع درآمد از طريق منحني لورنز، توزيع درآمد از طريق محاسبه ضريب جيني.
هر چه توزيع درآمد در يك جامعه عادلانه تر صورت گيرد درجه توسعه اجتماعي آن جامعه بالاتر است.
13- شاخص توسعه انساني
اين شاخص ميانگين موفقيت هاي هر كشور را در سه بعد اصلي توسعه انساني يعني طول عمر، دانش و سطح مطلوب زندگي برآورد ميكند. شاخص توسعه انساني شاخصي است تركيبي با سه متغير ميانگين عمر، دستيابي به آموزش(سوادآموزي بزرگسالان و تركيب نام نويسي در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي و متوسطه) و توليد ناخالص داخلي سرانه.
14- نرخ مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي
نسبت تعداد افرادي كه در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي مشاركت مي نمايند به جمعيتي كه در سن فعاليت قرار دارند (15 سال به بالا) و با محدوديتي براي فعاليتهاي اجتماعي روبرو نيستند نرخ مشاركت در فعاليت‌هاي اجتماعي را به دست ميدهد. هر چه نرخ مشاركت مردم در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي مانند انتخابات رياست جمهوري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان رهبري، انتخابات شوراها، ‌عضويت در احزاب سياسي و صنفي، و ساير فعاليتهاي سياسي- اجتماعي بيشتر باشد كشور به لحاظ اجتماعي توسعه يافته تر تلقي ميگردد. زيرا نظارت مردم بر مسئولان اجرايي افزايش مي‌يابد و در نتيجه فعاليتهاي اجرايي كشور مسير صحيح تري را طي ميكند.
15- معيار تقويت جنسيتي
اين معيار نشانگر آن است كه آيا زنان ميتوانند فعالانه در زندگي اجتماعي، اقتصادي و سياسي شركت كنند يا نه؟ معيار تقويت جنسيتي بر مشاركت استوار است و به ارزيابي نابرابري جنسي در عرصه هاي كليدي مشاركت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و تصميم گيريها نظر دارد .

16- نرخ پوشش بيمه هاي درماني و بازنشستگي
بيمه هاي تأمين اجتماعي، درماني و بازنشستگي جمعيت، موجب تأمين هزينه هاي درماني و درآمد دوران بيكاري و بازنشستگي مي گردد. هر چه نسبت افراد تحت پوشش انواع بيمه بيشتر باشد درجه توسعه اجتماعي كشور بالاتر خواهد بود( فرجادي،1377، 39).

شاخصهاي كيفي توسعه اجتماعي
معايب موجود در اندازه گيري درآمد ملي سرانه و درآمد ناخالص ملي به مثابه معيار مشخص كننده رفاه اجتماعي، گروهي از اقتصاددانان را بر آن داشت تا در صدد استفاده از شاخصهاي كيفي اجتماعي براي تعيين رفاه اجتماعي برآيند. معيارهاي رفاه اجتماعي عبارتند از بهداشت، تغذيه، ‌آموزش و پرورش، اشتغال، شرايط كار مصرف مواد حياتي، حمل و نقل، مسكن، استفاده از تسهيلات زندگي روزمره، لباس، گسترش قوه ابتكار، ‌تفريحات سالم و امنيت اجتماعي (قره باغيان1370:ص30)
تمام اين معيارها بر تغييرات كيفي در روند توسعه اجتماعي تأكيد دارند. عمده ترين شاخصهاي كيفي توسعه اجتماعي كه تقريباً قابل اندازه گيري نيستند عبارتند از
1- آزادي انتخاب يك جامعه،
2- آرمانهاي نوين سازي،
3- خواست سياسي،
4- عزت نفس جامعه،
5- ثبات و امنيت .
شاخصهاي كيفي توسعه اجتماعي

-1 آزادي انتخاب يك جامعه
جامعه اي كه براي برآوردن خواستهايش راه حل هاي مختلفي در اختيار دارد از آزادي انتخاب برخوردار است.
افزايش تنوع كالاها و خدمات، ايجاد فرصتهاي متنوع و متناسب شغلي براي فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف تحصيلي و تنوع بخشهاي مطمئن براي سرمايه گذاري افرادي كه به بخشي از درآمد خود نياز ندارند همگي موجب توسعه اجتماعي ميگردد.
-2 آرمانهاي نوسازي
اين آرمانها كه براي رشد پايدار اقتصادي- اجتماعي لازم است شامل منطقي بودن، برنامه ريزي اقتصادي- اجتماعي، برابري اقتصادي- اجتماعي و نمادها و برداشتهاي اصلاح شده ميگردد.
-1 اراده سياسي
منظور از اراده سياسي، تصميم هاي قاطعانه، آگاهانه، ‌هدفدار و مستقل، نتيجه گيريها و انتخابهاي مشخص مقامهاي سياسي مملكت در زمينه هايي نظير از بين بردن نابرابري، فقر و بيكاري از طريق اصلاحات مختلف در ساختهاي اجتماعي، ‌اقتصادي و نهادي است. فقدان اراده سياسي اغلب يكي از مهمترين موانع توسعه و دليل عمده شكست بسياري از برنامه هاي توسعه اجتماعي است.
-2 عزت نفس
هر جامعه، هنگامي كه نظامها و نهادهاي اجتماعي، ‌سياسي و اقتصادياش در جهت افزايش احترام، ‌ارتقاي شأن، كمال، خودتصميمي و غيره باشد از عزت نفس بيشتري بهره مند ميشود.
ايجاد شرايطي كه موجب رشد عزت نفس مردم شود و مردم به خود و جامعه خود احترام بگذارند و به آزادي خود و ديگران احترام بگذارند و بتوانند عقايد مخالف خود را تحمل نمايند سبب ارتقاي سطح توسع
ه اجتماعي ميگردد.
– 3ثبات و امنيت جامعه
ثبات و امنيت به عنوان بستر اصلي هرگونه فعاليت مثبت اقتصادي و اجتماعي، مورد تأكيد و عنايت ويژه كليه مكتبها و مسلك هاست. تاريخ سياسي ايران در متجاوز از 25 قرن نشان ميدهد كه فقدان ثبات و امنيت عنصر كليدي عقب افتادگي و واپس ماندگي تاريخي كشورمان است. تحليل هاي تاريخي به وضوح بيانگر آن است كه هرگاه گستره و عمق نا امني در كشور محدود شده است شاهد پيشرفت و آباداني بوده ايم (مؤمني، 1374،ص25).

– شاخصهاي منفي توسعه اجتماعي
عمده ترين شاخصهاي منفي توسعه اجتماعي عبارتند از :
– تورم ،
2- سوء تغذيه ،
3- هزينه هاي اجتماعي توليد كالا يا خدمت،
4- وجود انواع دوگانگي، 5- نرخ بالاي معلوليت .

شاخصهايي كه در زير مي آيند تأثير منفي بر توسعه اجتماعي دارند :
-1 تورم
افزايش بي رويه سطح عمومي قيمت ها در يك دوره طولاني را تورم گويند. تورم ميتواند ناشي از 1- فشار تقاضا 2- فشار هزينه يا 3- ساختار اقتصادي باشد. تورم آثار منفي زير را ايجاد مينمايد :
-1 غني را غني تر و فقير را فقيرتر ميسازد و شكاف بين طبقات مختلف اجتماعي را بيشتر ميكند.
-2 موجب ناكارايي سيستم اقتصادي- اجتماعي ميگردد.
– 3برگروههاي خاص جامعه و بر برنامه ريزان و مديران اجرايي فشارهاي اجتماعي وارد مي آورد.
-2 سوء تغذيه
اختلال سلامت به دليل تغذيه ناكافي يا نامناسب را كه اغلب بر حسب متوسط مصرف پروتئين در روز اندازه‌گيري ميشود سوء تغذيه گويند.
سوء تغذيه افراد جامعه نشان دهنده پايين بودن سطح توسعه اجتماعي است.
-3 هزينه هاي اجتماعي توليد كالاها و خدمات
هزينه هايي كه بر اثر يك تصميم اقتصادي- اجتماعي، ‌اعم از دولتي يا خصوصي به اجتماع تحميل مي‌شود. در مواردي كه زيانهاي خارجي ناشي از توليد(مانند آلودگي هوا) يا مصرف( مانند مواد الكلي) وجود دارد معمولا هزينه هاي اجتماعي از هزينه هاي خصوصي بيشتر است و چنانچه محاسبات بر مبناي هزينه خصوصي صورت گيرد سبب تخصيص نادرست منابع خواهد شد .
-4 وجود انواع دوگانگي
دوگانگي عبارتست از وجود دو موقعيت يا پديده در كنار هم (يكي مطلوب و ديگري نامطلوب) مانند فقر شديد و وفور نعمت، بخشهاي مدرن و سنتي اقتصادي، رشد و ركود،‌ تعداد معدود تحصيلكرده و توده بيسواد. دوگانگي در حقيقت وجود دو شيوه توليد و دو شيوه زندگي در يك زيرمجموعه اقتصادي- اجتماعي است. البته در كشورهاي در حال گذر چندگانگي وجود دارد كه براي راحتي دوگانگي نامگذاري شده است.
-5 عدم اطمينان
وضعي است كه در آن، احتمال به دست آوردن نتيجه يا نتايج يك اتفاق ناشناخته است؛ از همين رو احتمال تعداد زيادي نتيجه وجود دارد كه به هيچ كدام نمي توان يك احتمال عيني نسبت دارد.
-6 فقر
با گذشت هر سال در جهان اختلاف درآمد بين ثروتمندان و فقرا بيشتر ميشود. محبوب الحق پاكستاني مي‌گويد “به ما ياد داده شد كه در فكر توليد ناخالص ملي باشيم زيرا توليد ناخالص ملي خود مسأله فقر را حل خواهد كرد. اكنون اجازه دهيد كه اين روند را معكوس كنيم. به فكر فقر باشيم چون فقر مسأله توليد ناخالص ملي را هم حل خواهد كرد.
در جامعه اي كه فقر گسترده باشد درجه توسعه اجتماعي پايينتر خواهد بود.
-7 نرخ معلوليت ذهني و جسمي
معلوليت ذهني يعني اينكه فرد از لحاظ بهره هوشي، ‌تكلم و انتقال مفاهيم نسبت به متوسط همسالان خود پايينتر باشد. معلوليت جسمي به ناتواني بعضي از اعضاء بدن اطلاق ميگردد. هر چه نرخ انواع معلوليتها بيشتر باشد سطح توسعه اجتماعي پايينتر است.
-8 ميزان آلودگي محيط زيست
آلودگي محيط زيست شامل آلودگي هوا در نتيجه حركت وسايط نقليه موتوري دودزا و كارخانه هاي دودزا، آلودگي آبهاي جاري توسط توليدكنندگان و افراد جامعه، دفع نامطلوب زباله و توليد صداهاي نامطلوب ميباشد كه آثار رواني- اجتماعي آن بر جمعيت موجب ايجاد انواع بيماريهاي جسمي و رواني ميگردد. هرچه محيط زيست آلوده تر باشد سطح توسعه اجتماعي پايينتر خواهد بود(قره باغيان1370:ص30).

2-8 انواع سيستم هاي کشاورزي
زيرساخت هاي طبيعي و عوامل انساني باعث تنوع در بخش کشاورزي مي شوند و اين تنوع در سيستم هاي کشاورزي مشخص و مختلفي خود را نمايان مي کنند که عبارتند از:

2-8-1 سيستم هاي کشاورزي اکولوژيک و بشر اکولوژيک يا سنتي
يعني هيچگونه تحولي در اقليم منابع آب وجود ندارد و از منابع همانگونه که هستند بدون تغيير در زيرساخت هاي طبيعي استفاده مي کنند و باعث مي شوند که کشاورزي دچار مخاطره شود گلّه داري کوچ نشيني و کشت دوره اي در اين سيستم قرار مي گيرند، کوچ نشينان گلّه دار متکي به گلّه هاي خود مي‎باشند و تقريباً تمامي مايحتاج آنها از قبيل غذا، پوشاک سرپناه و مصنوعات مختلف (ابزار و ادوات) را فراهم مي‎آورند. کوچ نشينان فقط متکي به توليدات دامي محلي نيستند. آنها غلات را يا از نيمه کوچ نشينان يا از واحه نشينان ساکن خريداري مي کنندومعمولاً فرآورده هاي دامي را با غلات مبادله مي نمايند (جاسبرينگ، 1382، ص 407).
در کشت دوره اي هم بشر پس از دو يا سه سال توليد گياهان معيشتي بر روي زميني که با شيو? کشت دوره اي پاکسازي شده، افراد بومي مجبورند تا به جنگل مجاورنقل مکان کنند. بعد از گذشت چند سال (5 تا 12 سال) مزارع کشاورزي شخم خورده هر چه بيشتر کارايي خود را از دست داده، و بنابراين قبيله در اعماق جنگل به مکان جديد که به مزارع مزبور نزديکتر باشد کوچ مي‎کنند. در کشت دوره اي کشاورز قطعه اي از ج
نگل را انتخاب مي کند، و در آن با استفاده از ابزار سنتي و دستي تعدادي از درختان را قطع نموده و تنها گياهان بزرگتر و مفيد از نظر اقتصادي را دست نخورده باقي مي گذارد (جاسبرينگ، 1382، ص 449)

2-8-2 سيستم کشاورزي معيشتي
در بسياري از مناطق دنيا جوامع کشاورزي تا اندازه اي به کشت معيشتي مي پردازند، يعني کشت گياهان زراعي صرفاً جهت مصرف خانوارها مي باشد. به عبارت ديگر، کشاورزي معيشتي عبارتست از کشت گياهان زراعي و پرورش دام به منظور تغذيه کشاورز و اعضاي خانواده اش. بنابراين در اين نوع کشاورزي، کشاورزان توليد گياهان زراعي و دام را اصولاً جهت تأمين معاش خويش انجام داده و مقدار کمي از آن در بازار محلي به فروش مي رسد.
از آنجايي که پولي بدين ترتيب نصيب کشاورزان نمي شود، آنها نمي توانند از عهده خريد ماشين آلات مدرن و گران و نژادهاي خوب دامي، برآيند. حتي قادر نيستند تا بهترين بذرهاي به دست آمده از محصولات خود را براي کشت مجدد جهت دستيابي به بهترين عملکرد، نگهداري نمايند. بديهي است که عملکرد آنها ناچيز بوده و به علت کمي مازاد توليد و ناتوان در رقابت با محصولات درجه يک مناطق تجارتي جهان، نمي توانند آن را به فروش برسانند. (جاسبرينگ، 1382، ص 457)

2-8-3 سيستم کشاورزي تجاري
در سيستم تجاري زيرساخت هاي طبيعي مانند اقليم، زمين، خاک، منابع آب و همچنين عوامل انساني مانند نيروهاي کار، سرمايه، تکنولوژي، حمل و نقل، بازار و نظارت دولت به صورت کامل و جامع عمل کرده و نحوه چيدمان اين موارد و نحوه بکارگيري دولت ها از اينها تا حدودي روي سيستم کشت مؤثر بوده است. سيستم تجاري به معناي واقعي کلمه سيستم مدرن تلقي مي شود. نظام هاي باغداري نظام هايي هستند که بيشتر از عوامل انساني و شرايطي که در بازار وجود دارد تعداد و ميزان تقاضايي که در بازار مطرح است. از اين گونه هستند. در واقع در واکنش به نيازهاي صنعتي ايجاد مي شوند و اين نظام ها به افزايش توليد مي پردازند، نظام باغداري برحسب کشت چاي، موز، کائوچو بوده و از بُعد بکارگيري عوامل توليد خيلي تفاوت با سيستم هاي صنعتي ندارند بحث رقابت، بازاريابي و تبليغات در اينها وجود دارد. سيستم تجاري برحسب فرآوري دامداري که در کشورهاي اروپايي غربي ديده مي شود، نظام آنها مبتني بر تعاوني هاي توليد بوده و فردگرا نبوده چون فردگرا بودن آسيب پذيري بيشتري هم دارد بخاطر همين به صورت تعاوني و جمع گرا عمل مي کنند.
سيستم هاي تجاري مبتني بر توليد غلات به خصوص گندم و برنج که تا حدود نسبت به بخش هاي ديگر ارجحيت دارد، سبک است هزينه پايين دارد نگهداري و حمل و نقل آن آسان ضمن اينکه از لحاظ توافقات بين المللي نيز بسيار حايز اهميت است و بيش از 90 درصد مردم دنيا از آن استفاده مي کنند.
محصولات يا نباتات صنعتي از جمله ديگر فعاليت هاي کشاورزي تجاري در دنيا مي باشند سهم ناچيزي از محصول توليد شده در مزرعه اي که آن را توليد مي کند به مصرف مي رسد، و عمده محصول جهت صدور به خارج يا به کارخانجات محلي فروخته مي شود. دانه هاي روغني مثل زيتون و کلزا پينه جزء محصولات يا نباتات صنعتي هستند که پينه از بين آنها مهمترين گياه در بسياري از نقاط جهان مي‎باشد.

2-8-4 سيستم کشاورزي اشتراکي
سيستم مزبور معمولاً با عنوان کشاورزي اشتراکي شناخته مي شود. پيدايش اين سيستم را مي توان در شرايط اقتصادي اتحاد شوروي در طي دوره پس از انقلاب بلشويکي سال 1917 جستجو کرد، که مبتني بر استفاده مشترک از عوامل توليد شکل گرفته اند بخصوص زمين.
به


دیدگاهتان را بنویسید